الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

394

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

( 1 ) خامسا : از انتقادات وارد بر اين شورا اين است كه عمر ، گروه دربرگيرندهء عبد الرحمن بن عوف را ترجيح داد و بر گروه شامل امام امير المؤمنين عليه السّلام مقدم دانسته بود كه اين جانبدارى آشكارى از نيروهاى قريشى كينه‌توز و ستمكار نسبت به امام مىباشد . و نيز ما هيچ‌گونه شايستگى خاصّى را سراغ نداريم كه ابن عوف بدان ممتاز گردد و صلاحيت اين جايگاه و اين تكريم را دارا شود . آيا او و برادرانش از مهاجرين همچون طلحه و زبير و ديگران نبوده‌اند كه اموال مسلمين و منابع مالى آنان را به خود اختصاص دادند تا آنجا كه ثروت بىكران غير قابل شمارشى را صاحب گشتند كه در نحوهء هزينه كردن و مصرف نمودن آن متحير ماندند ؟ و بنا به گفته مورخان ، ابن عوف آن قدر از طلا بر جاى نهاد كه بخاطر فراوانيش ، آن را با تيشه‌ها مىشكستند ! آيا چنين كسى بر امام عليه السّلام برترى داده مىشود ؟ ! ! در حالى كه آن حضرت ، صاحب مواهب و كمالات بوده و در علم و تقوا و دين مدارى همانندى نداشته است و خداى تعالى در كتاب خود مىفرمايد : . . . هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ « 1 » . « آيا آنان كه مىدانند با آنان كه نمىدانند ، برابر هستند ؟ » . ( 2 ) سادسا : اين شورا باعث رقابت و همچشمى ميان اعضاى آن گرديد به طورى كه هر كدام از آنان خود را رقيب و همتاى ديگرى مىديد و قبل از آن چنين نبوده‌اند به طورى كه سعد فرمان‌پذير عبد الرحمن و عبد الرحمن تابع عثمان و از ياران مخلص و ياوران وى بوده و پس از شورا ، ميان آنان شكاف عجيبى پيدا شد تا آنجا كه عبد الرحمن بر ضد عثمان تحريك مىكرد و از على دعوت مىنمود كه هر كدام شمشير خود را بردارند تا با عثمان بجنگند و به خويشاوندان خود

--> ( 1 ) زمر / 91 .